عبد الله احمديه
209
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
ترتيب پهلو شكافته شود . بستگانش او را به تهران نزد اينجانب آوردند . براى تسكين درد حب يك سانتىگرمى « بلادن » دادم كه روزى سه چهار دانه از آن بخورد . در آزمايش ادرار ، خون و مقدار زيادى كريستال ديده مىشد . گفتم روزى دو سه مشت كنجد را نيز جويده و بخورد . طبق دستور رفتار نمود . درد و خونريزى بر طرف و پس از چند روز حالش به كلى خوب شد . به او سپردم اغلب ايام كنجد را مورد استفاده قرار دهد و همهروزه نيز مقدارى شلغم يا آب آن را بخورد . دو سه سال طبق دستور رفتار مىكرد و هر سال يكى دو بار به تهران مىآمد . ابدا اظهار تألم و شكايتى نمىنمود و حتى حاضر نمىشد ادرار او را آزمايش كنند . بهطور كلى سلامت خود را بازيافته بود . * * * بيمار سوم * شيخ محمد حسن ط . مجتهد حدود 70 ساله ، براى رفع رطوبت بدن زنجبيل مىخورد . گاهى احساس سنگينى خفيف در مثانه مىكرد . شبى يكى دو بار و گاه چنانچه ادويه زياد مىخورد بيشتر ادرار مىكرد . در اثر استفاده از ادويه تحريك در مثانه پيدا شده بود . بول به يكباره بند آمد به بيمارستان شفا منتقل گرديد . پس از چند روز بسترى بودن و اخراج بول با سوند كه دائم در مجرا گذاشته شده بود ادرار چكه چكه مىآمد . بالاخره به بيمارستان سينا منتقل شد . تحت نظر متخصصان مجارى ادرار و آقاى دكتر لقمان الملك و پرفسور عدل قرار گرفت . بيش از يك ماه در آنجا بسترى شد . ادرار كماكان با سوند دفع مىگرديد و بيمار در رنج دائمى بود . ادرار چركى و مريض دچار تب و لرزهاى خفيف و اختلالات عمومى و ناراحتى و درد شده بود . گفتند تنها چاره عمل جراحى و برداشتن غده پروستات است . چون از انجام عمل واهمه داشت « به حكم استخاره » به منزل خود بازگشت و مرا به عيادت بردند . در معاينه ، حالات عمومى چركى در ايشان نمايان بود . بيمار به علت وجود سوند در مجرا بسيار ناراحت بود . در آزمايش ادرار ، چرك ، خون ، آلبومين و سيلندر مشاهده مىشد .